بفرست یک دعای مقبول

آیت الله شاه آبادی

فهمیدم اهل کار است

مرحوم حجت الاسلام  سید احمد خمینی نقل می کند:
 یک روز امام  با مرحوم آقای الهی که از شخصیت های عارف مسلک قزوین بود در قم ملاقات می کنند و در جریان این ملاقات، مرحوم شاه آبادی را دیدند. امام در این باره فرمودند:
« در مدرسه ی فیضیه، ایشان را ملاقات کردم و یک مساله ی عرفانی از ایشان پرسیدم. شروع کردند به گفتن. فهمیدم اهل کار است. گفتم: می خواهم درس بخوانم ایشان قبول نمی کردند، اصرار کردم تا قبول کردند فلسفه بگویند، چون خیال کردند که من طالب فلسفه هستم.
وقتی قبول کردند گفتم فلسفه خوانده ام و برای فلسفه نزد شما نیامده ام. می خواهم عرفان بخوانم، شرح فُصوص را.
ایشان اِبا کردند ولی از بس اصرار کردم قبول فرمودند.»

به بزرگترت بگو بیاید

شهید آیت الله مهدی شاه آبادی نقل می کنند :
وقتی که رضا خان دستور داد منبر را از مسجد ایشان بردارند تا مانع سخنرانی ایشان شوند، ایشان دست از سخنرانی برنداشتند و به طور ایستاده سخنرانی می کردند.
مأمورین شهربانی هم مرتبا" به مسجد می آمدند و مطالب منبر ایشان را می نوشتند و گزارش می کردند. یک بار که رئیس کلانتری به مسجد آمده بود، چون می خواست با کفش وارد مسجد شود، ایشان با صدای بلند فرمودند:
 فاخلع نعلیک  !
آنچنان به مأمورین پرخاش نمودند که آن ها ترسیدند و از مسجد بیرون رفتند.
وقتی که آیت الله شاه آبادی از مسجد خارج شدند، مأمورین هم به دنبال ایشان رفتند و از ایشان می خواستند که متعهد شوند که دیگر به منبر نروند، ولی ایشان با همان لهجه ی اصفهانی خود به مأمورین می فرمودند: « برو به بزرگترت بگو بیاد».
 بالاخره وقتی که اصرار مأمورین زیادتر شد، ایشان ناگهان دستشان را به طرف مأمورین آوردند و فریاد زدند: « بگیرید مرا، می گویم مرا بگیرید»

مأمورین، آن چنان از این عمل و ابهت ایشان، وحشت در دلشان افتاد که چند قدم عقب رفتند و بدوم آن که هیچ گونه عکس العملی از خود نشان بدهند، مراجعت کردند.


 اثر زخم زبان

آیت الله محمد شاه آبادی نقل می کنند :
در زمان قدیم، حمام ها عمومی و دارای خزینه بود. روزی مرحوم شاه آبادی به حمام رفته بودند و پس از شست و شوی خود، وارد خزینه شدند و بعد از آب کشیدن بدن، بیرون آمدند و چون می خواستند از سطح حمام بگذرند، احتیاط می کردند که آب های کثیف بر بدنشان نریزد.
سرهنگی که اونیز در حمام بود، چون احتیاط ایشان را دید، زبان به طعن و تمسخر گشود و به ایشان اهانت کرد.
ایشان از این تمسخر و طعن او خیلی ناراحت شدند، اما چیزی نگفتند و به راه خود ادامه دادند.
فردای آن روز مشغول تدریس بودند که صدای عده ای که جنازه ای را حمل می کردند، شنیدند. پرسیدند چه خبر شده؟ اطرافیان جواب دادند که آن سرهنگی که دیروز در حمام به شما اهانت کرد، وقتی از حمام بیرون آمد، سر زبانش تاول زد و درد آن هر لحظه بیشتر شد و معالجه ی دکترها هم سودی نبخشید و در کمتر از 24 ساعت، از دنیا رفت...
بعدها، هر وقت که آیت الله شاه آبادی از این قضیه یاد می کردند، متأثر و ناراحت می شدند و می فرمودند:
« ای کاش آن روز در حمام به او پرخاش کرده و ناراحتی خود را بروز می دادم تا گرفتار نشود».


علم در کاغذ نیست

عده ای شایع کرده بودند که آقای شاه آبادی، حکیم است نه مجتهد.
 روزی در تهران، یک نفر که برای پرداخت سهم مبارک امام ( ع) نزد ایشان آمده بود، از ایشان خواست که اجازه های اجتهادشان را ببیند! ایشان که به شدت از این عمل ناراحت شده بودند، از همسرشان خواستند صندوقی را که اجازه های اجتهادشان در آن قرار داشت، بیاورند و آن گاه در مقابل چشم او، همه را پاره کردند، و در حالی که با دست به سینه ی خود اشاره می کردند، فرمودند:
« علم در کاغذ نیست. قوه ی اجتهاد در این جاست. اگر علماء به من اجازه ی اجتهاد داده اند، به خاطر صلاحیت علمی من بوده، ولی من خودم هرگز به دنبال گرفتن این اجازه ها نبوده ام.»


 در میان اجازات اجتهادی که ایشان از اساتید خود داشت، تنها یک اجازه به دست آمده، و آن هم اجازه ای است که آیت الله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی (میرزای دوم) به ایشان داده بود، و در میان یکی از کتابهای ایشان جا مانده بود.
همسر ایشان هرگاه از این قضیه یاد می کرد، می گفت: ای کاش آن روز هیچ یک از اجازات را به آقا نمی دادم.

 روش مناسب برای نهی از منکر

در نزدیکی منرل ایشان در خیابان امیر کبیر، دکتری بود به نام ایوب که برای دخترانش معلم موسیقی آورده بود و صدای موسیقی بلند بود، به گونه ای که از صدای آن ها، همسایه ها ناراحت بودند.
ایشان برای دکتر پیغام فرستاد و از او خواست که از این کار دست بردارد، اما دکتر جواب داده بود که من این کار را ترک نمی کنم و شما هر اقدامی که می خواهید بکنید.
مرحوم شاه آبادی تا روز جمعه صبر کردند و آن گاه در جلسه روز جمعه که در مسجد شاه سابق تشکیل  شده بود، به مردم گفتند:
« خوب است از این به بعد هر کس از این خیابان عبور می کند چون به مطب این دکتر رسید، داخل مطب شده  و سلام کند و آن گاه با خوشرویی از او بخواهد که آن عمل خلاف خود را ترک کند.»
از آن پس، هر کس از جلو مطب عبور می کرد، برای انجام وظیفه ی شرعی خود، داخل مطب می شد و سلام کرده،  موضوع را با زبان خوش در میان می گذاشت و خارج می شد.
چند روز به این منوال گذشت و دکتر هر روز با صدها مراجعه کننده مواجه می شد که همگی یک مطلب را به او  تذکر می داند. وی دید اگر بخواهد به لجاجت خود ادامه دهد، نه تنها باید مطب خود را تعطیل کند، بلکه مجبور است از آن خیابان هم کوچ کند.
از این رو دست از ایجاد مزاحمت برداشته، جلسه ی آموزش دخترانش را تعطیل کرد.
در یکی از روزها که ایشان به طرف مسجد در حرکت بود، دکتر ایوب را دید که به طرف او می آید.
وقتی نزدیک شد، از شدت خنده نمی توانست سلام کند، و بالاخره پس از سلام و احوال پرسی گفت: آقای شاه آبادی، با قدرت ملت کار را تمام کردی و من گمان می کردم شما به مراجع قانونی و محاکم قضایی مراجعه می کنید که من به سادگی می توانستم جواب آن ها را بدهم و هرگز درباره ی این روش مردمی نیندیشیده بودم.

هر روز حرف تازه ای داشت

امام برای درس آیت الله شاه آبادی ارزش و احترام زیادی قائل بودند و می فرمودند: « اگر ایت الله شاه آبادی هفتاد سال تدریس می کرد، من در محضرش حاضر می شدم، چون هر روز حرف تازه ای داشت.»


بینش سیاسی

آیت الله شاه آبادی کرارا" به شهید آیت الله سید حسن مدرس می فرمود:
« این مردک الان که به قدرت نرسیده است، این چنین به دستبوس علماء و مراجع می رود و تظاهر به دینداری می کند و از محبت اهل بیت دم می زند، لکن به محض آن که به قدرت رسید، به همه ی علماء پشت می کند و اول کسی را که هم لگد می زند خود شما هستید.»


مرتبه کمال در عرفان

حجت الاسلام سید احمد فهری نقل می کنند
امام در میان اساتید خود، احترام خاصی برای استاد عرفانش، مرحوم شاه آبادی قائل بود و با این که مرتبه ی کمال در عرفان را برای او حدی از مردم می داند، در تألیفات عرفانی شان از مرحوم شاه آبادی غالبا" به عنوان شیخ عارف کامل، شاه آبادی روحی فداه یاد می کند.



تلاوت سوره حشر

آیة الله محمد رضا توسلی نقل می کنند  :
من در سفارش های امام  به فرزندشان مرحوم حاج احمد آقا، و هم در بیانات خود ایشان دیده ام که می فرمود:
« استاد مرحوم شاه آبادی ، به من سفارش می کردند که سوره ی حشر را زیاد بخوان، مخصوصا" آیات آخر سوره را که می فرماید: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون.»


بصیرت و درک فقهی

در زمان آیت الله شاه آبادی، استفاده از بی سیم و رادیو در ایران تازه رایج شده بود، ولی چون وسایل ارتباط جمعی به دست حکومت رضاخان اداره می شد، بیشتر برنامه های آن مبتذل، ضد اسلامی و مروج فرهنگ غرب بود.
 این امر موجب شد که عده ای از علماء معتقد به حرمت تمام برنامه های آن شوند و به حرمت استفاده از آن فتوا دهند.
در این حال عده ای از مردم نزد آیت الله شاه آبادی رفته، از ایشان درباره ی جواز استفاده از این وسایل سؤال کردند. ایشان ضمن اظهار تأسف از این که این وسیله ی تبلیغ خوب، در دست مسلمانان نیست فرمودند:
« رادیو، همچون زبان گویایی است که هم می تواند به دانش و فرهنگ خدمت کند، هم می تواند گفتارهای ناصواب بگوید. بنابراین، خرید و نگهداری آن برای استفاده از برنامه های مفید، مانعی ندارد.»

در دورانی که بلندگو تازه رواج یافته بود و تعدادی از علماء، استفاده از آن را مجاز نمی دانستند، ایشان در پاسخ عده ای از مردم که از ایشان پرسیدند: آیا اجازه می دهید بلندگویی خریده و در مسجد نصب کنیم؟

جواب دادند:
« این چه سؤالی است؟! حتما" آن را تهیه کنید که تا من زنده ام، حجت بر مردم تمام شود که این وسیله گناه ندارد و نگهداری آن و نیز استفاده از آن در موارد صحیح، نه تنها زیانی ندارد، بلکه لازم است.»

صلوات حضرت زهرا (س)

آیة الله نصرالله شاه آبادی نقل می کنند :
مرحوم والد می فرمودند:
« در نوافل شب، به مقام شامخ حضرت زهرا سلام الله علیها توجه کنید و بدانید که استمداد گرفتن از آن حضرت، موجب ترقی و قرب معنوی می شود و خداشناسی انسان را زیاد می کند. همچنین قبل از اذان صبح، صلوات حضرت زهرا سلام الله علیها را بفرستید.»

 

وصیت نامه شهید ایوب شریفی


... از فرمان امام خميني سرپيچي نکنيد که به خدا قسم روز محشر گرفتار هستيد چرا که ايشان به حق نايب امام زمان (عج) هستند.
.... به فرمايش مولاي متقيان حضرت علي (ع)، مرگ‌خواهي نخواهي به سراغ انسان مي آيد پس چه بهتر که در ميدان جهاد باشد. ....کساني که مرا دوست دارند آيات 19 الي 29 سوره توبه را (با تدبر) قرائت کنند.

شهید بدست منافقین

غلامحسين حقاني در سال 1320 در شهر مذهبي قم و در خانواده‌اي روحاني، پا به عرصه وجود نهاد. پدر بزرگوارش "حجت الاسلام حقاني"، در زمره علماي بزرگ و مبارز جنوب تهران به شمار مي‌رفت. غلامحسين، كودكي بيش نبود كه به همراه خانواده به تهران آمد و در منزلي قديمي و كوچك، حوالي خيابان «دروازه غار» سكني گزيد. با پايان يافتن دوره دبيرستان، به دليل علاقه فراوان به تحصيلات مذهبي، مدت 2 سال به فراگيري مقدمات اين علوم پرداخته، سپس در سال 1335، با موافقت پدر، به زادگاه خود رفت و از فيض حضور اساتيد بزرگ مذهبي همچون مرحوم «آيت الله داماد»، « آيت الله شاهرودي» و «آيت الله حائري»، بهره‌هاي فراواني كسب كرد و همزمان با شب ميلاد مادر دو عالم،" فاطمه زهرا (س) "ملبس به جامه روحانيت گشت. او كه از همان دوران طلبگي، دوستدار واقعي " امام خميني (ره)" بود، ساليان متوالي در حوزه درس ايشان شركت نمود. سال 1342آغاز مبارزات گسترده او، بر عليه حكومت فاسد ستمشاهي بود و چندين مرتبه، توسط مزدوران رژيم، دستگير و روانه زندان گشت. پس از ورود امام به ايران، با پذيرفتن بعضي مسئوليتها، به اداي وظيفه پرداخت. همزمان با اسفند ماه سال 1357 از سوي امام، مسئوليت رسيدگي به وضعيت استان هرمزگان، به وي واگذار گرديد كه در حل مشكلات منطقه از هيچ كوششي فرو گذار نکرد. وي در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي مردم بندرعباس برگزيده شد. "حجت الاسلام حقاني "به عنوان يار باوفاي انقلاب، در كنار جمعي از ياران و همرزمان، با كوله باري از مبارزه و خدمت در مكتب اسلام، هنگام انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامی در تاریخ 7/4/1360 در سن40 سالگی ، به ديدار آفريدگار نائل آمده و در سايه رحمت واسعه الهي آرام گرفت.

آخرین خطبه آیت الله حائری در نماز جمعه شیراز

آيت‌الله محي‌الدين حائري شيرازي گفت: قدرت شجاعت و ايثار و مقاومت انسان‌هاي مجاهد از ولايت سرچشمه مي‌گيرد. اگر ارتباط با ولايت در انسان‌ها و جوامع وجود داشته باشد، نوآوري و شکوفايي در انسان ايجاد مي‌شود.

 

وي در آخرين امامت خود در نمازجمعه شيراز با اشاره به علل استعفاي خود از امامت جمعه و نمايندگي ولي فقيه در فارس خاطرنشان كرد: به جز يک عذر شرعي و شخصي غيرجسمي، هيچ چيز ديگري در ميان نبوده است. منتهي در کنار اين عذر شرعي که جسمي هم نبود، امور فرعي ديگري هم دنبال مي‌شود که بتوانم کار ناقصي را در حوزه علوم انساني تکميل کنم.

وي با تاكيد بر اين‌كه " اصل موضوع، عذر شرعي شخصي است" گفت: اگر بخواهم کار تحقيقاتي انجام دهم بايد در حوزه رهبري باشد و نه مستقل از رهبري. هر کجا باشم ، مستقل از رهبري گام برنمي‌دارم. ما هرچه داريم از ولايت است؛ ولايتي که شخصي نيست و ولايت‌الله است.

وي با بيان اين‌که " پيروان رسول‌الله نيز با اطاعت از امام علي(ع) همه چيز را به برکت ولايت يافتند" ادامه داد: ربط به ولايت اساس ايمان است، اگر اين ربط و ارتباط قطع شود، ايمان از بين مي‌رود.

حائري شيرازي افزود: وقتي حکم امام جمعه را از امام خميني(ره) دريافت کردم، به رغم اين‌که از همه خواهران و برادرانم کم‌حوصله‌تر و زود رنج‌تر بودم؛ اما خداوند به من حوصله و صبري بي‌نظير اعطا کرد.

وي خاطرنشان كرد: علاقه مردم را ناشي از ارتباطم با رهبري مي‌دانم و اگر اين ارتباط قطع شود، علاقه مردم هم قطع مي‌شود.

وي هم‌چنين با بيان اين‌که " جاذبه رهبري ناشي از ارتباطش با خداوند است" افزود: اين‌که انسان خود را مستقل رهبري بداند، اشتباه است و اگر مستقل از رهبري گام بردارد، غلط است.

اين استاد حوزه علميه قم ايمان هر انسان را در گرو ارتباط او با رهبري دانست و گفت: اگر نوآوري و درک از چيزي در انسان ايجاد مي‌شود، در گرو همين ارتباط است.

حائري شيرازي ادامه داد: نخستين کار من پس از ترک شيراز اين است که خود را به رهبري عرضه کنم تا ايشان هرچه صلاح بدانند، انجام دهم.

وي با بيان اين‌که " امام جمعه بودن ، آقايي و رياست نيست، بلکه خدمت به مردم است" افزود: اگر امام جمعه جديد به من حکم امامت جمعه موقت در شيراز را بدهند، مي‌پذيرم و اصلا احساس کوچکي نمي‌کنم. کسي نگويد ، دائم بودي و استعفا کردي و حالا براي امامت موقت جمعه اجازه مي‌گيري؟ چه عيبي دارد؟

وي ادامه داد: اگر انسان در بزرگي و عزت در اطاعت خدا باشد و براي خدا بزرگي خود را خرج نکند، با ابليس فرقي ندارد؛ آن‌چنان که ابليس نيز نپذيرفت كه بزرگي خود را در برابر انسان خرج کند.

نماينده مردم فارس در مجلس خبرگان افزود: اگر امامت موقت جمعه را در آينده پذيرفتم، نشان مي‌دهد که خدمت 28 ساله‌ام در اين سنگر براي عزت شخصي نبوده است.

وي با بيان اين‌که " اسم و عنوان حاشيه و بندگي و خدمت اصل زندگي يک روحاني است" به انتصاب امام جمعه جديد شيراز اشاره کرد و گفت: انتخاب جديد، صلاح رهبري بوده و به هيچ‌کس بي‌اعتنايي نشده است؛ بنابراين مهم تکميل امر رهبري است.

اگر عذر شرعي، شخصي نبود، هرگز استعفا نمي‌کردم. پس مهم اين است که مردم همراه رهبري در امر قيام و قعود باشند.

وي در خطبه دوم نيز از همراهي مردم فارس و به ويژه شيراز در اين ساليان تقدير کرد و با گراميداشت دهه فجر گفت: سي‌امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در حالي برگزار مي‌شود که طليعه‌هاي حکومت جهاني در حال آشکار شدن است.

حائري شيرازي راهپيمايي‌ها و تظاهرات مردم در شهرهاي مختلف جهان را يادآور اعتراضات و راهپيمايي‌هاي مردم در سال‌هاي56 و 57 در شهرهاي ايران عليه پهلوي دانست و افزود: اسرائيل کشتارهاي بيشتري انجام خواهد داد و در سراسر عالم راهپيمايي‌هايي عليه اسرائيل و مجموعه‌هاي همراهش برپا خواهد شد. اسرائيل بهانه است؛ محل نزاع دو روش مديريت ولايت الله در مقابل ولايت طاغوت است. وقتي مردم به هم پيوستند و قدرت اجرايي رژيم‌هاي خود را از بين بردند، ابرقدرت‌ها مثل پايان پهلوي منزوي خواهند شد. به وضوح آثار سال‌هاي 56 و 57 در کل عالم نمايان است.

وي با اشاره به اين بيان امام خميني(ره) که «اسلام سنگرهاي کليدي را يکي پس از ديگري فتح خواهد کرد» اظهار كرد: يکي از سنگرهاي کليدي، علوم انساني است که دانشگاه‌ها نمي‌توانند آن را توليد کنند و حوزه‌هاي علميه داراي توانمندي توليد علوم انساني هستند.

وي قرائت غزل« يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور» را پايان بخش آخرين خطبه خود در اين استان قرار داد.

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

وین دل شوریده حالش به شود دل بد مکن

وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل در سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب

باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

گر چه منزل بس خطرناک است ومقصد بس بعید

هیچ راهی نیست که آن را نیست پایان غم مخور

حال ما در گردش ایام و ابرام رقیب

جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

مسابقه

بسمه تعالي

السلام علیک یا اباعبدا...

 

به اطلاع تمامی علاقمندان به ورزش می رساند واحد تربیت بدنی مسجد بقیه ا...(عج) بمناسبت دهه پرفروغ فجر انقلاب اسلامی ایران اقدام به برگزاری یک دوره مسابقه پینگ پنگ در دو رده نوجوانان و جوانان نموده است لذا از علاقه مندان دعوت به عمل می آید.

شرایط ثبت نام:

 

نوجوانان از متولدین 1370 تا 1375

بزرگسالان از متولدین 1369 به بالا

مبلغ ثبت نام :1000   تومان

مهلت ثبت نام :از تاریخ 4/11/87 لغایت 10/11/87-بعد از نماز مغرب و عشا

زمان آغاز مسابقات: 12/11/87

مکان ثبت نام:خیابان مسلم مسجد بقیه ا... (عج)

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09178090526  تماس حاصل نمایید.

 

مسابقه2

بسمه تعالي

السلام علیک یا اباعبدا...

به اطلاع تمامی علاقمندان به ورزش های همگانی می رساند واحد تربیت بدنی مسجد بقیه ا...(عج) با همکاری معاونت ورزشهای همگانی اداره کل تربیت بدنی استان فارس اقدام به برگزاری یک دوره مسابقه دو میدانی مخصوص آقایان بمناسبت دهه پرفروغ فجر انقلاب اسلامی می نماید.

زمان ثبت نام :از تاریخ 3/11/87 لغایت 8/11/87-بعد از نماز مغرب و عشا

مکان ثبت نام: مسجد بقیه ا...

مدارک لازم جهت ثبت نام:

*1 قطعه عکس 3*4

 *1 عدد کپی شناسنامه

زمان مسابقه: جمعه  11 بهمن ماه 1387 ساعت 7 صبح

مکان تجمع :درب مسجد بقیه ا...راس ساعت 6:30 صبح

تذکرات لازم

 *داشتن لباس ورزشی

 *به همراه داشتن کارت مسابقه

*لطفا" جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره

   09178090526تماس حاصل نمایید.

دهه پرفروغ فجر مبارک

واحد تربیت بدنی

کانون فرهنگی منتظران مهدی (عج)-پایگاه مقاومت شهید اکبر جعفری-مسجد بقیه ا...(عج)