گفتگو با دو جانباز

گفتگو با جانبازان: سيدمحمد مدني و موسي سلامت

خوشا رقص مرداني از آينه

سواران ميداني از آينه

خوشا رفتن از خود

رسيدن به خويش

سفر در خياباني از آينه

خوشا محو تکرار تصويرها

گذشتن ز ايواني از آينه

دل خويش را آب و جارو کنيم

بياريم مهماني از آينه

ز باغي که آيينه کاري شده است

بچينيم داماني از آينه

در آغاز آيينه بوديم و باز

بيابيم پاياني از آينه

اهل اين‌طرف‌ها نبودند. آقا سيدمحمد مدني و موسي سلامت را مي‌گويم. انگار از يک جايي آمده بودند که من نمي‌شناختم. نديده بودم شبيه‌شان را تا آن روز. آرام گرفته بودند، مطمئن بودند، نگاهشان نگران نبود آرام حرف مي‌زدند...

بچه‌ها هم جمع‌شان جمع‌تر بود آن روز، شمع محفل نوراني‌تر از هميشه بود که اين طور پروانه‌وار همه دورشان حلقه زده بودند.

 

ادامه نوشته

یا علی

.

 

هر كس هرچه هست و بايد بشود از آغاز كار معلوم است

حضرت علامه حسن زاده آملی:

هر كس هرچه هست و بايد بشود از آغاز كار معلوم است. دفتر دل هم گويد:


كند احوال هر پيري حكايت                 ز اوصاف جوانيش برايت

چو هر طفلي بود آغاز كارش              كتاب شرح حال روزگارش

هرآنخويي پدر يا مادرش راست           همان خو نطفه او را بياراست

غذاي كسب باب و شير مامش          بريزد زهر يا شكر بكامش

چو از پستان پاكت بود شيرت            تويي فرخنده كيش پاك سيرت

مني بذر و نسا حرث و تو حارث          بجز تو حاصلت را كيست وارث؟

اگر پاكست تخم و كشت زارت           هر آنچه كشته اي آيد بكارت

وگرنه حاصلت بر باد باشد                 تو را از دست تو فرياد باشد

نفخت فيه من روحي شنيدي            ولي اطوار نفخش را نديدي

كه اندر نطفه هم بابا ومادر                نمايد نفخ هر يك اي برادر

تو سبحان الذي خلق الازواج              بخوان در خلقت نطفه امشاج

دمد هريك ز روح خويش در وي           از اين ارواح اطوارش شود طي

(هزار و يك نكته . نكته 358)

 


سالگرد شهادت حاجی

سردارشهید حاج منصور خادم صادق

سالگرد حاج منصور خادم صادق

مابا ولایت زنده ایم.... پیام شهداء

امام صادق علیه السلام و چیستى تشیع

 شهادت امام صادق (علیه السلام) تسلیت باد.

لقب رئیس مذهب شیعه* بدین جهت براى امام ششم شیعیان شهرت یافت که معارف شیعى در دوران ایشان و در سایه تعالیم حضرتش، فرصت انتشار یافت. براى آشکار شدن اهمیت این مجال تاریخى، اشاره‎اى کوتاه به فشارهاى اجتماعى و سیاسى وارد بر امامان پیش از حضرت صادق علیه‎السلام لازم است.

این فشارها گرچه در ابتدا، به عنوان سیاستى راهبردى، از سوى دستگاه‎هاى حاکمه تعقیب مى‎شد، اما جو اثرپذیر مسلمانان که به راحتى تحت تاثیر تبلیغات قرار مى‎گرفت بر تنگناها مى‎افزود و البته مصلحت جویى‎ها و عافیت طلبى‎ها نیز مزید بر علت مى‎شد.

در میان ائمه علیهم السلام، امیرالمومنین على علیه السلام به جهت سوابق بى نظیر و توصیه‎هاى مکرر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم موقعیت ویژه‎اى داشت که لازمه طبیعى آن مورد توجه قرار گرفتن ایشان از سوى مسلمانان بود، اما چنین نشد. بحث بر دور داشته شدن آن حضرت از خلافت نیست بلکه حتى در حوزه‎هاى فکرى و عقیدتى نیز زمینه ظهور جدى در اختیار ایشان نبود. کدام یک از خطبه‎هاى مفصل و مهم نهج البلاغه، در دوران بیست و پنج ساله خانه نشینى امام ادا شده است؟

مردم حتى در دوران حکومت حضرت على علیه السلام نیز تبعیت و انقیاد جدى نسبت به ایشان نداشتند، چه در امور دینى و چه در امور حکومتى. تفصیل این سخن فرصتى دیگر مى طلبد. وقتى عرصه بر على بن ابى طالب چنین تنگ باشد، وضعیت امامان بعدى معلوم خواهد بود، زمانى که با روى کار آمدن بنى‎امیه و فاصله گرفتن نسل‎ها از صدر اسلام هر چه مى‎گذرد، کار بر ائمه (علیهم السلام) سخت‎تر مى‎شود.

در اواخر دوران امامت حضرت باقر علیه السلام همزمان با ضعف مفرط بنى‎امیه، فشارها بر آن حضرت کاهش یافت و شرایط اجازه تشکیل حلقه‎هاى درس و بیان حقایق دین و شریعت را به آن جناب مى‎داد، همچنان که آمد و شد اصحاب نزدیک امام نیز مقدورتر مى‎گشت. این میراث به امام صادق علیه‎السلام نیز رسید و از آغاز دوران امامت ایشان تا پایان عمر بنى امیه، یعنى سال 132ادامه داشت.

در رجال شیخ طوسى، نام 3223 نفر به عنوان اصحاب امام صادق علیه السلام برده شده است. از حسن بن على وشاء یکى از اصحاب امام رضا علیه السلام نقل شده که گفت: در مسجد کوفه نهصد نفر را دیدم که از جعفر بن محمد (علیهماالسلام) حدیث نقل مى‎کردند. (1) 

البته چنین ارقامى بدان معنا نیست که همه این افراد، به یک میزان مورد وثوق امام قرار داشتند، لذا آن حضرت نسبت به عده محدودترى از اصحاب خود، توثیق‎ها و تجلیل‎هاى ویژه نموده و به برخى اجازه مى‎دادند تا در مباحث مختلف وارد میدان شوند و به بحث و حتى مناظره بپردازند.

در رجال کشى نقل شده که مردى شامى در مجلس امام وارد شد و عرض کرد: شنیده‎ام که براى هر سئوال پاسخى دارید، پس آمده‎ام که با شما مناظره کنم. امام فرمود: در چه موضوعى بحث دارى؟ گفت: در قرآن. امام به حمران بن أعین فرمود: پاسخ این مرد را بده. مرد شامى خطاب به امام گفت: من مى‎خواهم با خود شما بحث کنم. حضرت فرمود: اگر بر حمران چیره شدى، بر من غلبه یافته‎اى. سپس در آن جلسه زراره بن أعین در فقه با مرد شامى مناظره کرد، هشام بن سالم در توحید و هشام بن حکم در امامت و مومن طاق نیز در پاره‎اى امور اعتقادى. (2)  

مردم حتى در دوران حکومت حضرت على علیه السلام نیز تبعیت و انقیاد جدى نسبت به ایشان نداشتند، چه در امور دینى و چه در امور حکومتى. تفصیل این سخن فرصتى دیگر مى طلبد. وقتى عرصه بر على بن ابى طالب چنین تنگ باشد، وضعیت امامان بعدى معلوم خواهد بود، زمانى که با روى کار آمدن بنى‎امیه و فاصله گرفتن نسل‎ها از صدر اسلام هر چه مى‎گذرد، کار بر ائمه (علیهم السلام) سخت‎تر مى‎شود.

پس از این مقدمه، به موضوع اصلى مورد نظر در این مقال مى‎پردازیم و آن را با سئوالى آغاز مى‎کنیم: آیا امام صادق علیه السلام با توجه به فرصت ویژه و بى‎سابقه‎اى که پس از گذشت بیش از یک قرن از تاریخ تشیع براى ایشان حاصل شد، در مورد معنا و مفهوم تشیع و چیستى آن، مطالبى فرموده یا خیر؟ پاسخ یقیناً مثبت خواهد بود. مگر ممکن است امام در موضوعات فقهى، چنان فرمایش‎هاى متعدد و تعالیم فراوانى بیان کرده باشند که متون فقهى ما به طور عمده بر محور سخنان آن حضرت (و پدر گرامى‎شان) قرار یافته، آنگاه در باب مسائل عقیدتى که پایه و اساس دیانت است، مطالبى قابل توجه و مبنایى نفرموده باشند؟

شهادت امام صادق علیه السلام

 
ادامه نوشته

شرمنده ی شهدا یا طلبکار از هفته دفاع مقدس؟؟

چرا هفته دفاع مقدس؟ چرا نمی گوییم هفته جنگ؟

چرا این همه دم زدن از شهید و شهادت؟

چرا فکر می کنیم که شهدا از عالم بالا بودند و ما از عالم پایین؟

چرا قدری روشنفکر نمی شویم؟ دیگر باید تا حالا یادمان رفته باشد چه جوانانی را از دست داده ایم؟ چرا یادتان نمی رود؟

خیلی دوستانه:

 بابا بی خیال؟؟؟؟؟!!!

بمن چه شهید فهمیده یک جوان ۱۳ ساله بود که امام خمینی بزرگ او را رهبر خود نامید؟

 

بمن چه شهید حسن باقری( غلامحسین افشرده ای) در سن ۲۳ سالگی سیستم اطلاعاتی کشور را راه اندازی کرد؟

بمن چه برای دفاع از خرمشهر شهید علم الهدی و بقیه دانشجویان همراهش لباسهای نو خود را به تن کردند و صبح به استقبال محاصره رفتند و بعد ها بدنشان زیر چرخ تانک اتو شد؟

 

 چقدر زود یادمان رفت.........

اگر در زمان اول انقلاب آنقدر دینداری اهمیت داشت که نگاه به نامحرم گناهی نابخشودنی بود حالا به دنبال راهی برای آزادی روابط و اختلاط آنها در همه مجامع و محافل به بهانه حقوق بشریم.....

شنیده ایم که بعضی ها در حال رای زنی برای به ورزشگاه آوردن خانم ها هستند... دست مریزاد

چقدر زود یادمان رفت........

مگر نبود امام علی (علیه السلام) که فریاد می زد وای به حال شما مردان!! غیرتتان کجا رفته!!؟؟ شنیده ام در کوچه هایتان در هنگام عبور و مرور بدن زنها به مردان اصابت می کند.........

چقدر زود یادمان رفت.........

چرا باید در محیط باشگاه ها و یا سایر مکان های ورزشی؟ چرا باید به مربیان مسلمان شیعه پیرو امیرالمومنین؟ چرا باید در مملکت جمهوری اسلامی؟ چرا باید بعد از اینهمه جنگ و خونریزی و از دست دادن هزاران نفر از بهترین ها جهت رسیدن به تعالیم دینی - تنها منتظر بخشنامه باشیم که برنامه های ورزشی را بصورت مجزا برگزار نماییم؟

بعضی که پا را فراتر می گذارند و از بخشنامه ها هم ترسی ندارند..........

ولی بدانیم هرچقدر هم که زود یادمان برود - شهدا  ما را یادشان نمی رود. و در روز واپسین در پیشگاه عدل الهی باید در جلوی چشمان این شاهدان همیشه بیدار بایستیم و جواب دهیم.

 

خدایا گناهان ما را از یادشان ببر و تو نیز از لطف و کرمت بر ما ببخش و تغییرمان بده به سمت خودت ای توانا بر هر کار و ای قدرتمندی که بالادست تو هیچ قدرتمندی وجود ندارد.

 یا ارحم الراحمین