داستان آسید مهدی قوام و زن بدکار
چراغهای مسجد دسته دسته روشن
میشوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.آقا سید مهدی که از پلههای منبر پایین میآید، حاج شمسالدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز میکند تا برسد بهش.
جمعیت هم همینطور که سلام میکنند راه باز میکنند تا دم در مسجد.
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش...
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش...
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11 توسط محمد شریف حسینی
|
با سلام