مبطلات روزه‏

س 758: من در روز ماه رمضان به علّت اغواى شيطان تصميم گرفتم روزه‏ام را باطل كنم لكن قبل از اين كه عملى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهم، از تصميم خود منصرف شدم حكم روزه‏ام چيست؟ و اگر اين امر در روزه غير ماه رمضان پيش آيد چه حكمى دارد؟

ج: در روزه ماه رمضان اگر در اثناى روز از نيت روزه گرفتن بر گردد بطورى كه قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل مى‏شود و قصد دوباره او براى ادامه روزه فايده ندارد. امّا اگر دچار ترديد شود به اين معنى كه هنوز تصميم نگرفته است روزه را باطل كند، يا تصميم بگيرد كارى را كه موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در اين دو صورت صحت روزه او محل اشكال است و احتياط واجب آن است كه روزه را تمام كند و بعداً هم آن را قضا نمايد. هر روزه واجب معين ديگر - مانند نذر معين و امثال آن - نيز داراى همين حكم است.

س 759: آيا اگر از دهان شخص روزه دار خون بيايد، روزه‏اش باطل مى‏شود؟

ج: روزه به سبب آن باطل نمى‏شود، ولى واجب است كه از رسيدن خون به حلق جلوگيرى كند.

س 760: حكم استعمال دخانيات مانند سيگار در حال روزه چيست؟

ج: احتياط واجب آن است كه روزه‏دار از دودهاى انواع دخانيات و نيز مواد مخدّرى كه از راه بينى يا زير زبان جذب مى‏شود خوددارى كند.

س 761: آيا ماده «ناس» كه از توتون و غير آن ساخته مى‏شود و براى چند دقيقه زير زبان گذاشته شده و سپس از دهان بيرون انداخته مى‏شود، مبطل روزه است يا خير؟

ج: اگر آب دهان مخلوط به ماده «ناس» را فرو ببرد، موجب بطلان روزه‏اش مى‏شود.

س 762: نوعى داروى طبى براى اشخاص مبتلا به تنگى نفس شديد وجود دارد كه عبارت است از يك قوطى كه در آن مايع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروى مايع بصورت پودر گاز از طريق دهان وارد ريه شخص بيمار شده و موجب تسكين حال وى مى‏گردد. گاهى بيمار مجبور مى‏شود در يك روز چندين بار از آن استفاده كند، آيا با وجود استفاده از اين دارو، روزه گرفتن جايز است؟ با توجه به اينكه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غيرممكن و يا بسيار سخت خواهد بود.

ج: اگر ماده مذكور هواى فشرده همراه با داروئى هر چند به صورت گاز يا پودر باشد و وارد حلق شود، صحت روزه محل اشكال است و در صورتى كه روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممكن نيست يا مشقّت دارد، جائز است از آن استفاده كند، لكن احتياط آن است كه مبطل ديگرى انجام ندهد و در صورت تمكّن (بدون استفاده از آن) روزه‏ها را قضا نمايد.

س 763: من در بيشتر روزها آب دهانم با خونى كه از لثه‏هايم مى‏آيد مخلوط مى‏شود و گاهى نمى‏دانم آب دهانى كه فرو مى‏برم همراه با خون است يا خير؟ روزه‏ام با اين حال چه حكمى دارد؟ اميدوارم مرا راهنمايى فرمائيد.

ج: اگر خون لثه در آب دهان مستهلك شود، محكوم به طهارت است و بلعيدن آن اشكال ندارد و مبطل روزه نيست، و همچنين در صورت شك در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشكال ندارد و به صحت روزه ضرر نمى‏زند.

س 764: در يكى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندانهايم را مسواك نزدم، و بدون اينكه باقيمانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمداً ببلعم، خودبخود بلعيده شده است. آيا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟

ج: اگر علم به وجود باقيمانده غذا در بين دندانهايتان و يا علم به رسيدن آن به حلق نداشته‏ايد و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، قضاى روزه بر شما واجب نيست.

س 765: از لثه شخص روزه‏دارى خون زيادى خارج مى‏شود، آيا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ آيا براى او ريختن آب با ظرف بر سرش جايز است؟

ج: با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمى‏شود. همچنين ريختن آب بر روى سر توسط ظرف و مانند آن به صحت روزه ضرر نمى‏رساند.

س 766: داروهاى مخصوصى براى معالجه بعضى از بيمارى‏هاى زنان وجود دارد (شيافهاى روغنى) كه در داخل بدن گذاشته مى‏شود، آيا استفاده از آن موجب بطلان روزه مى‏شود؟

ج: استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمى‏رساند.

س 767: نظر شريف جنابعالى درباره تزريق آمپول و ساير تزريقات نسبت به روزه داران در ماه مبارك رمضان، چيست؟

ج: احتياط واجب آن است كه روزه‏دار از آمپول‏هاى مقوّى يا مغذّى و هر آمپولى كه در رگ تزريق مى‏شود و نيز انواع سرم‏ها خوددارى كند، لكن آمپول‏هاى دارويى كه در عضله تزريق مى‏شود و نيز آمپول‏هايى كه براى بى‏حسّ كردن به كار مى‏رود، مانعى ندارد.

س 768: آيا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جايز است يا خير؟

ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان براى درمان فشار خون ضرورى باشد، اشكال ندارد، ولى با خوردن آن روزه باطل مى‏شود.

س 769: اگر من و بعضى از مردم بر اين عقيده باشيم كه بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان ‏خوردن ‏و آشاميدن‏ صدق ‏نمى‏كند، آيا عمل ‏به آن جايز است و به روزه‏ام ضرر نمى‏زند؟

ج: خوردن قرص روزه را باطل مى‏كند.

س 770: اگر شوهر با همسر خود در ماه رمضان جماع نمايد و زن نيز به آن راضى باشد چه حكمى دارد؟

ج: بر هر يك از آنان حكم افطار عمدى جارى است و علاوه بر قضا، كفّاره هم بر هر دو واجب است.

س 771: اگر مردى با همسرش در روز ماه رمضان شوخى و ملاعبه نمايد، آيا به روزه‏اش ضرر مى‏رساند؟

ج: اگر منجر به انزال منى نشود، به روزه خللى وارد نمى‏كند.


كفاره روزه و مقدار آن

س 801: آيا دادن پول يك مد طعام به فقير تا با آن غذائى براى خودش بخرد، كافى است؟

ج: اگر اطمينان داشته باشد كه فقير به وكالت از او طعام خريده و سپس آن را به عنوان كفاره قبول مى‏كند، اشكال ندارد.

س 802: اگر شخصى وكيل در غذا دادن به عده‏اى از مساكين شود، آيا مى‏تواند اُجرت كار و پختن غذا را از اموالى كه به عنوان كفاره به او داده شده است، بردارد؟

ج: مطالبه اجرت كار و پخت غذا براى وى جايز است، ولى نمى‏تواند آن را بابت كفاره حساب نمايد و يا از اموالى كه بايد به عنوان كفاره به فقرا داده شود، بردارد.

س 803: زنى به علت باردارى و نزديكى وقت زايمان، نمى‏تواند روزه بگيرد و مى‏داند كه بايد آنها را بعد از زايمان و قبل از ماه رمضان آينده قضا نمايد، اگر به طور عمدى يا غيرعمدى تا چند سال روزه نگيرد، آيا فقط كفاره همان سال بر او واجب است يا آنكه كفاره تمام سالهائى كه روزه را به تأخير انداخته، واجب است؟

ج: فديه تأخير قضاى روزه ماه رمضان هر چند به مدت چند سال هم به تأخير افتاده باشد، يكبار واجب است و آن عبارت است از يك مد طعام براى هر روزى، و فديه هم زمانى واجب مى‏شود كه تأخير قضاى روزه ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر بر اثر سهل انگارى و بدون عذر شرعى باشد، ولى اگر به خاطر عذرى باشد كه شرعا مانع صحت روزه است، فديه‏اى ندارد.

س 804: زنى به علت بيمارى از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا كردن آنها تا ماه رمضان سال آينده هم نيست، در اين صورت آيا كفاره بر او واجب است يا بر شوهرش؟

ج: اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بيمارى و تأخير قضاى آن هم از جهت ادامه بيمارى بوده است، براى هر روز يك مدطعام به عنوان فديه بر خود زن واجب است و چيزى بر عهده شوهرش نيست.

س 805: شخصى ده روز روزه بر عهده دارد و در روز بيستم شعبان شروع به روزه گرفتن مى‏كند، آيا در اين صورت مى‏تواند عمداً روزه خود را قبل يا بعد از زوال، افطار كند؟ در صورتى كه قبل يا بعد از زوال افطار نمايد، چه مقدار كفاره دارد؟

ج: در فرض مذكور افطار عمدى براى او جايز نيست و اگر عمداً افطار كند، در صورتى كه قبل از زوال باشد، كفاره‏اى بر او واجب نيست و اگر بعد از زوال باشد، كفاره بر او واجب است كه عبارت است از غذا دادن به ده مسكين، و در صورت عدم تمكّن، واجب است سه روز روزه بگيرد.

س 806: زنى در دو سال متوالى در ماه مبارك رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ايام را نداشته است، ولى در حال حاضر توانائى روزه گرفتن را دارد، حكم او چيست؟ آيا كفاره جمع بر او و اجب است يا فقط قضاى آن را بايد به جا آورد؟ تأخير او در قضاى روزه چه حكمى دارد؟

ج: اگر بر اثر عذر شرعى روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنين يا كودكش بوده، بايد علاوه بر قضا، براى هر روز يك مد طعام به عنوان فديه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعى به تأخير انداخته، فديه ديگرى هم بر او واجب است يعنى بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.

س 807: آيا رعايت ترتيب بين قضا و كفاره، در كفاره روزه واجب است يا خير؟

ج: واجب نيست.


قضاى روزه‏

س 808: هجده روز روزه به علت مسافرت در ماه رمضان براى انجام مأموريت دينى بر عهده‏ام مى‏باشد، وظيفه من چيست؟ آيا قضاى آنها بر من واجب است؟

ج: قضاى روزه‏هاى ماه رمضان كه بر اثر مسافرت از شما فوت شده، واجب است.

س 809: اگر كسى براى گرفتن روزه قضاى ماه رمضان اجير شود و بعد از زوال افطار كند، آيا كفاره بر او واجب است يا خير؟

ج: كفاره بر او واجب نيست.

س 810: كسانى كه در ماه رمضان براى انجام وظيفه دينى در مسافرت هستند و به همين دليل نمى‏توانند روزه بگيرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخير، بخواهند روزه بگيرند، آيا پرداخت كفاره بر آنها واجب است؟

ج: اگر قضاى روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذرى كه مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آينده به تأخير انداخته باشند، قضاى روزه‏هايى كه از آنان فوت شده كافى است، و واجب نيست براى هر روزى يك مد طعام فديه بدهند، هر چند احتياط در جمع بين قضا و فديه است. ولى اگر تأخير در قضاى روزه به خاطر سهل‏انگارى و بدون عذر باشد، جمع بين قضا و فديه بر آنها واجب است.

س 811: شخصى به مدت ده سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است، فعلا توبه نموده و به سوى خدا بازگشته و تصميم بر جبران آنها گرفته است، ولى توانائى قضاى همه روزه‏هاى فوت شده را ندارد و مالى هم ندارد كه با آن كفاره‏هايش را بپردازد، آيا صحيح است كه فقط به استغفار اكتفا كند؟

ج: قضاى روزه‏هاى فوت شده در هيچ صورتى ساقط نمى‏شود، ولى نسبت به كفاره افطاره عمدى روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و يا اطعام شصت مسكين براى هر روز نداشته باشد، بايد به هر تعداد فقير كه قادر است غذا بدهد و احتياط آن است كه استغفار نيز بكند و اگر به هيچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نيست فقط كافى است كه استغفار كند يعنى با دل و زبان خود بگويد استغفرالله (از خداوند بخشايش مى‏طلبم).

س 812: من به علّت عدم قدرت مالى و بدنى نتوانستم براى انجام كفاره هائى كه بر من واجب شده بود روزه بگيرم و يا به مساكين اطعام نمايم و در نتيجه، استغفار نمودم لكن به لطف الهى اكنون توان روزه گرفتن يا اطعام نمودن دارم، وظيفه‏ام چيست؟

ج: در فرض مرقوم، انجام كفاره لازم نيست گر چه احتياط مستحب آن است كه انجام داده شود.

س 813: اگر شخصى بر اثر جهل به وجوب قضاى روزه تا قبل از ماه رمضان سال آينده قضاى روزه‏هايش را به تأخير اندازد، چه حكمى دارد؟

ج: فديه تأخير قضاى روزه تا ماه رمضان سال بعد، بر اثر جهل به وجوب آن ساقط نمى‏شود.

س 814: فردى كه به مدت صدو بيست روز روزه نگرفته، چه وظيفه‏اى دارد؟ آيا بايد براى هر روز شصت روز روزه بگيرد؟ و آيا كفاره بر او واجب است؟

ج: قضاى آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدى و بدون عذر شرعى بوده، علاوه بر قضا، كفاره هر روز هم واجب است كه عبارت است از شصت روز روزه يا اطعام شصت فقير و يا دادن شصت مد طعام به شصت مسكين كه سهم هر كدام يك مدّ است.

س 815: تقريبا يك ماه روزه گرفته‏ام به اين نيت كه اگر روزه‏اى بر عهده‏ام باشد قضاى آن محسوب شود و اگر روزه‏اى بر عهده‏ام نيست به قصد قربت مطلق باشد، آيا اين يك ماه روزه به حساب روزه‏هاى قضائى كه بر ذمّه دارم، محسوب مى‏شود؟

ج: اگر به نيت آنچه كه در زمان روزه گرفتن شرعا مأمور به آن بوده‏ايد، اعم از روزه قضاء يا مستحبى، روزه‏گرفته‏ايد و روزه قضا هم برعهده شما باشد، به عنوان روزه قضاء محسوب مى‏شود.

س 816: كسى كه نمى‏داند چه مقدار روزه قضا دارد و با فرض داشتن روزه قضا روزه مستحبى بگيرد، اگر معتقد باشد كه روزه قضا ندارد، آيا به عنوان روزه قضا محسوب مى‏شود؟

ج: روزه‏هائى را كه به نيت استحباب گرفته به جاى روزه قضايى كه بر عهده‏اش هست، محسوب نمى‏شود.

س 817: نظر شريف جنابعالى درباره شخصى كه بر اثر جهل به مسأله، عمداً روزه‏اش را افطار كرده، چيست؟ آيا فقط قضا بر او واجب است يا اينكه كفاره هم بايد بدهد؟

ج: اگر به سبب بى‌اطلاعى از حکم شرعى، کارى را انجام دهد که روزه را باطل مى‌کند ـ مثل اينکه نمى‌دانست خوردن دارو نيز مانند ساير خوردنيها ‏روزه را باطل مى‌کند و در روز ماه رمضان دارو خورد ـ روزه‌اش باطل است و بايد آن را قضا کند ولى کفاره بر او واجب نيست.‏

س 818: كسى كه در اوائل سن تكليف بر اثر ضعف و عدم توانائى، نتوانسته روزه بگيرد، آيا فقط قضا بر او واجب است يا قضا و كفاره با هم بر او واجب است؟

ج: اگر گرفتن روزه براى او حرجى نبوده و عمداً افطار كرده، علاوه بر قضا، كفاره نيز بر او واجب است و اگر خوف داشته باشد كه اگر روزه بگيرد مريض شود، فقط قضاى روزه‏ها بر عهده او مى‏باشد.

س 819: كسى كه تعداد روزهائى كه روزه نگرفته و مقدار نمازهايى را كه نخوانده نمى‏داند، وظيفه‏اش چيست؟ كسى هم كه نمى‏داند روزه‏اش را بر اثر عذر شرعى افطار كرده و يا عمداً آن را خورده است، چه حكمى دارد؟

ج: جايز است كه به قضاى آن مقدار از نماز و روزه‏هايش كه يقين به فوت آنها دارد، اكتفا نمايد، و در صورت شك در افطار عمدى كفاره واجب نيست.

س 820: اگر شخصى كه در ماه رمضان روزه دار است، در يكى از روزها براى خوردن سحرى بيدار نشود و لذا نتواند روزه را تا غروب ادامه دهد و در وسط روز حادثه‏اى براى او اتفاق بيفتد و روزه را افطار كند، آيا يك كفاره بر او واجب است يا كفاره جمع؟

ج: اگر روزه را تا حدى ادامه دهد كه روزه بر اثر تشنگى و گرسنگى براى او حرجى شود و در نتيجه آن را افطار نمايد، فقط قضا بر او واجب است و كفاره‏اى ندارد.

س 821: اگر شك كنم در اينكه اقدام به گرفتن قضاى روزه‏هائى را كه بر عهده‏ام بوده، كرده‏ام يا خير تكليف من چيست؟

ج: اگر يقين به اشتغال قبلى ذمّه خود داريد، واجب است به مقدارى كه موجب يقين به انجام تكليف مى‏شود، روزه قضاء بگيريد.

س 822: كسى كه هنگام بلوغ فقط يازده روز از ماه رمضان را روزه گرفته و يك روز را هم در موقع ظهر افطار كرده و در مجموع هجده روز روزه نگرفته است، و در مورد آن هجده روز نمى‏دانسته كه با ترك عمدى روزه كفاره بر او واجب است، چه حكمى دارد؟

ج: اگر روزه ماه رمضان را از روى عمد و بدون عذر شرعى افطار كرده، بايد علاوه بر قضا، كفاره هم بدهد اعم از اينكه هنگام خوردن روزه عالم به وجوب كفاره و يا جاهل به آن باشد.

س 823: اگر پزشك به بيمارى بگويد كه روزه براى شما ضرر داد و او هم روزه نگيرد، ولى بعد از چند سال بفهمد كه روزه براى وى ضرر نداشته و پزشك در تشخيص خود اشتباه كرده است، آيا قضا و كفاره بر او واجب است؟

ج: اگر از گفته پزشك متخصص و امين و يا از منشأ عقلائى ديگر، خوف از ضرر پيدا كند و روزه نگيرد، فقط قضا بر او واجب است.


مسائل متفرقه روزه

س 824: اگر زنى در حال روزه نذرى معين حيض شود، چه حكمى دارد؟

ج: روزه با عارض شدن حيض باطل مى‏شود و قضاى آن بعد از طهارت واجب است.

س 825: شخصى از اول ماه رمضان تا بيست و هفتم ماه را در وطن خود روزه گرفته و در صبح روز بيست و هشتم به دبى مسافرت كرده و در روز بيست و نهم به آنجا رسيده و متوجه شده كه در آنجا عيد اعلام شده است، او اكنون به وطن خود برگشته، آيا قضاى روزه‏هايى كه از وى فوت شده، واجب است؟ اگر يك روز قضا نمايد، ماه رمضان نسبت به او بيست و هشت روز مى‏شود و اگر بخواهد دو روز قضا كند، روز بيست و نهم در جائى بوده كه در آنجا عيد اعلام شده بود، اين شخص چه حكمى دارد؟

ج: اگر اعلان عيد در روز بيست و نهم در آن مكان، به نحو شرعى و صحيح باشد، قضاى آن روز بر او واجب نيست، ولى‏با فرض اينكه افق دو محل يكى بوده اين امر كشف مى‏كند كه يك روز روزه در اول ماه از او فوت شده، لذا واجب است قضاى روزه‏اى را كه يقين به فوت آن دارد، بجا آورد.

س 826: اگر روزه‏دارى هنگام غروب در سرزمينى افطار كرده باشد و سپس به جائى مسافرت كند كه خورشيد در آن هنوز غروب نكرده است، روزه آن روز او چه حكمى دارد؟ آيا تناول مفطرات براى او در آنجا قبل از غروب خورشيد جايز است؟

ج: روزه او صحيح است و تناول مفطرات در آن مكان قبل از غروب خورشيد با فرض اينكه در وقت غروب در سرزمين خود افطار كرده، براى او جايز است.

س 827: شهيدى به يكى از دوستانش وصيت نموده كه احتياطا از طرف وى چند روز روزه قضا بگيرد، ولى ورثه شهيد به اين مسائل پايبند نيستند و طرح وصيت او هم براى آنها ممكن نيست و روزه گرفتن هم براى دوست آن شهيد مشقت دارد، آيا راه حل ديگرى وجود دارد؟

ج: اگر آن شهيد به دوست خود وصيت كرده كه خودش شخصا براى او روزه بگيرد، ورثه او در اين مورد تكليفى ندارند، و اگر براى آن فرد روزه گرفتن به نيابت از شهيد مشقت دارد، تكليف از او ساقط است.

س 828: من فردى كثير الشك هستم و يا به تعبير دقيق‏تر زياد وسوسه مى‏شوم، و در مسائل دينى بخصوص فروع دين زياد شك مى‏كنم، يكى از موارد آن اين است كه در ماه رمضان گذشته شك كردم كه آيا غبار غليظى كه وارد دهان من شده آن را فرو برده‏ام يا خير؟ و يا آبى را كه داخل دهانم كردم، خارج كرده و بيرون ريختم يا نه؟ در نتيجه آيا روزه من صحيح است يا خير؟

ج: روزه شما در فرض سؤال محكوم به صحت است و اين شكّها اعتبارى ندارند.

س 829: آيا حديث شريف كساء را كه از حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها نقل شده، حديث معتبرى مى‏دانيد؟ آيا نسبت دادن آن در حالت روزه به حضرت زهراى مرضيه سلام اللّه عليها جايز است؟

ج: اگر نسبت دادن آن به صورت حكايت و نقل از كتابهايى باشد كه آن را نقل كرده‏اند، اشكال ندارد.

س 830: از بعضى از علما و غير آنان شنيده‏ايم كه اگر انسان هنگام روزه مستحبى به خوردن غذا دعوت شود، مى‏تواند آن را قبول كرده و مقدارى از غذا ميل كند و با اين كار روزه‏اش باطل نمى‏شود، بلكه ثواب هم دارد اميدواريم نظر شريف خود را در اين باره بيان فرمائيد.

ج: قبول دعوت مؤمن در حال روزه مستحبى، شرعا امرى پسنديده است و خوردن غذا به دعوت برادر مؤمن هر چند روزه را باطل مى‏كند، ولى او را از اجر و ثواب روزه محروم نمى‏سازد.

س 831: دعاهائى مخصوص ماه رمضان به صورت دعاى روز اول و روز دوم تا آخر ماه وارد شده است، قرائت آنها در صورت شك در صحت شان چه حكمى دارد؟

ج: به هر حال اگر قرائت آنها به قصد رجاء ورود و مطلوبيت باشد، اشكال ندارد.

س 832: شخصى قصد داشت روزه بگيرد، ولى براى خوردن سحرى بيدار نشد، لذا نتوانست روزه بگيرد. آيا گناه روزه نگرفتن او به عهده خود وى است يا كسى كه او را بيدار نكرده است؟ اگر فردى بدون سحرى روزه بگيرد، آيا روزه‏اش صحيح است؟

ج: در اين مورد چيزى بر عهده ديگران نيست، و روزه بدون خوردن سحرى هم صحيح است.

س 833: روزه روز سوم ايام اعتكاف در مسجد الحرام، چه حكمى دارد؟

ج: اگر مسافر باشد و قصد اقامت ده روز در مكه مكرمه نمايد و يا نذر كرده باشد كه در سفر روزه بگيرد، بر او واجب است بعد از اينكه دو روز روزه گرفت، اعتكاف خود را با روزه روز سوم كامل كند. ولى اگر قصد اقامت و يا نذر روزه در سفر نكرده باشد، روزه او در سفر صحيح نيست و با عدم صحتِ روزه، اعتكاف هم صحيح نيست.


رؤيت هلال

س 834: همانطوركه‏مى‏دانيد، وضعيت هلال‏در آخر يااول‏ماه به‏يكى از حالت‏هاى‏زير است:

1 - غروب هلال قبل از غروب خورشيد باشد.

2 - غروب هلال مقارن با غروب خورشيد باشد.

3 - غروب هلال بعد از غروب خورشيد باشد.

اميدواريم بيان فرمائيد كه كداميك از حالات سه گانه فوق را مى‏توان به وسيله برنامه‏هاى محاسبه كننده الكترونيكى دقيق براى دورترين نقاط عالم محاسبه كرد؟ آيا استفاده از اين محاسبات براى تعيين اول ماه قبل از حلول آن امكان دارد يا اينكه حتما بايد ماه با چشم رؤيت شود؟

ج: معيارِ اول ماه، هلالى است كه بعد از غروب خورشيد غروب كند و رؤيت آن ، قبل از غروب ممكن باشد، و محاسبات علمى اگر موجب يقين براى مكلف نشود، اعتبار ندارد.

س 835: آيارؤيت تصوير هلال ماه با استفاده از دوربين CCD و انعكاس نور و بازخوانى اطلاعات ضبط شده توسط رايانه، براى اثبات اول ماه كفايت مى‏كند؟

ج: رؤيت با وسيله، فرقى با رؤيت به طريق عادى ندارد و معتبر است. ملاك آن است كه عنوان رؤيت محفوظ باشد. پس رؤيت با چشم و با عينك و با تلسكوپ محكوم به حكم واحدند. اما در مورد انعكاس به رايانه كه درآن صدق عنوان رؤيت معلوم نيست محل اشكال است.

س 836: اگر هلال ماه شوال در يك شهر ديده نشود، ولى تلويزيون و راديو از حلول آن خبر دهند، آيا كافى است يا تحقيق بيشترى واجب است؟

ج: اگر مفيد اطمينان به ثبوت هلال گردد يا صدور حكم به هلال از طرف ولى فقيه باشد، كافى است و نيازى به تحقيق نيست.

س 837: اگر تعيين اول ماه رمضان و عيد سعيد فطر به علت عدم امكان رؤيت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان يا اسباب ديگر، ممكن نباشد و سى روز ماه شعبان يا ماه رمضان كامل نشده باشد، آيا براى ما كه در ژاپن زندگى مى‏كنيم، جايز است كه به افق ايران عمل كرده و يا به تقويم اعتماد كنيم؟ وظيفه ما چيست؟

ج: اگر اول ماه از طريق رؤيت هلال حتى در افق شهرهاى مجاورى كه يك افق دارند، و يا از طريق شهادت دو فرد عادل و يا از طريق حكم حاكم ثابت نشود، بايد احتياط كرد تا اول ماه ثابت شود، و رؤيت هلال در ايران كه در غرب ژاپن واقع است، براى كسانى كه مقيم ژاپن هستند، اعتبار ندارد.

س 838: آيا اتحاد افق در رؤيت هلال شرط است يا خير؟

ج: رؤيت هلال در شهرهائى كه در افق متحد و يا نزديك به هم هستند و يا در شهرهائى كه در شرق واقع شده‏اند، كافى است.

س 839: مقصود از اتحاد افق چيست؟

ج: منظور از آن، شهرهائى است كه در طول خط واحدى واقع شده‏اند. بنابراين اگر دو شهر در يك خط طولى باشند (مراد از طول، طول در اصطلاح علم هيئت است)، گفته مى‏شود كه آنها در افق متحد هستند.

س 840: اگر روز بيست و نهم ماه در تهران و خراسان عيد باشد، آيا براى افرادى هم كه در شهرى مانند بوشهر مقيم هستند، جايز است افطار كنند؟ با توجه به اينكه افق تهران و خراسان با افق بوشهر يكى نيست.

ج: به طور كلّى اگر اختلاف بين افق دو شهر به مقدارى باشد كه با فرض رؤيت هلال در يكى، هلال در ديگرى قابل رؤيت نباشد، رؤيت آن در شهرهاى غربى براى مردم شهرهاى شرقى كه خورشيد در آنها قبل از شهرهاى غربى غروب مى‏كند، كافى نيست، بر خلاف عكس آن.

س 841: اگر بين علماى يك شهر راجع به ثبوت هلال يا عدم آن اختلاف رخ دهد و عدالت آنها هم نزد مكلّف ثابت بوده و به دقت همه آنها در استدلال خود مطمئن باشد، وظيفه واجب مكلّف چيست؟

ج: اگر اختلاف دو بيّنه به صورت نفى و اثبات باشد، يعنى يكى مدعى ثبوت هلال و ديگرى مدعى عدم ثبوت آن باشد، اين اختلاف موجب تعارض دو بينه و تساقط هر دو است، و وظيفه مكلّف اين است كه هر دو نظر را كنار گذاشته و درباره افطار كردن يا روزه گرفتن به آنچه كه مقتضاى اصل است، عمل نمايد. ولى اگر بين ثبوت هلال و عدم علم به ثبوت آن اختلاف داشته باشند، به اين صورت كه بعضى از آنها مدعى رؤيت هلال باشند و بعضى ديگر مدعى عدم مشاهده آن، قول كسانى كه مدعى رؤيت هلال هستند، در صورت عادل بودن، حجت شرعى براى مكلّف است و بايد از آن متابعت كند، و همچنين اگر حاكم شرعى حكم به ثبوت هلال نمايد، حكم وى حجت شرعى براى همه مكلفين است و بايد از آن پيروى كنند.

س 842: اگر شخصى هلال ماه را ببيند و بداند كه رؤيت هلال براى حاكم شرع شهر او به هر علتى ممكن نيست، آيا او مكلّف است كه رؤيت هلال را به حاكم اطلاع دهد؟

ج: اعلام بر او واجب نيست مگر آنكه ترك آن مفسده داشته باشد.

س 843: همانگونه كه مى‏دانيد اكثر فقهاى بزرگوار پنج راه براى ثبوت اول ماه شوال در رساله‏هاى عمليه خود بيان كرده‏اند كه ثبوت نزد حاكم شرع در ضمن آنها نيست، بنابراين چگونه بيشتر مؤمنين به مجرد ثبوت اول ماه شوال نزد مراجع، روزه خود را افطار مى‏كنند؟ شخصى كه از اين راه اطمينان به ثبوت هلال پيدا نمى‏كند، چه تكليفى دارد؟

ج: تا حاكم حكم به رؤيت هلال نكرده، مجرد ثبوت هلال نزد او، براى تبعيّت ديگران از وى كافى نيست، مگر آنكه اطمينان به ثبوت هلال حاصل نمايند.

س 844: اگر ولى امر مسلمين حكم نمايد كه فردا عيد است و راديو و تلويزيون اعلام كنند كه هلال در چند شهر ديده شده است، آيا عيد براى تمامى نواحى كشور ثابت مى‏شود يا فقط براى شهرهايى كه ماه در آنها ديده شده و شهرهاى هم افق با آنها، ثابت مى‏گردد؟

ج: اگر حكم حاكم شامل همه كشور باشد، حكم او شرعا براى همه شهرها معتبر است.

س 845: آيا كوچكى هلال و باريك بودن و اتصاف آن به خصوصيات هلال شب اول، دليل بر اين محسوب مى‏شود كه شب قبل شب اول ماه نبوده، بلكه شب سى‏ام ماه قبلى بوده است؟ اگر عيد براى شخصى ثابت شود و از اين راه يقين پيدا كند كه روز قبل عيد نبوده، آيا قضاى روزه روز سى‏ام ماه رمضان را بايد به جا آورد؟

ج: مجرد كوچكى‏و پائين بودن‏هلال يا بزرگى‏و بالا بودن‏و يا پهن‏يا باريك‏بودن آن‏دليل شرعى شب‏اول يا دوم بودن‏نيست، ولى‏اگر مكلّف‏از آن‏علم به چيزى‏پيدا كند بايد به مقتضاى علم خود در اين زمينه عمل نمايد.

س 846: آيا استناد به شبى كه در آن ماه به صورت قرص كامل است (شب چهاردهم) و اعتبار آن به عنوان دليل براى محاسبه اول ماه جايز است تا از اين راه وضعيت يوم الشك معلوم شود كه مثلا روز سى ام ماه رمضان است و احكام روز ماه رمضان بر آن مترتب شود، مثلاْ بر كسى كه اين روز را بر اساس بيّنه روزه نگرفته، حكم به وجوب قضاى روزه شود و كسى هم كه به دليل استصحاب بقاى ماه رمضان روزه گرفته، برى‏ء الذمّه باشد؟

ج: امر مذكور حجت شرعى بر آنچه ذكر شد، نيست، ولى اگر مفيد علم به چيزى براى مكلّف باشد، واجب است كه طبق آن عمل نمايد.

س 847: آيا استهلال در اول هر ماه واجب كفائى است يا احتياط واجب؟

ج: استهلال فى نفسه واجب شرعى نيست.

س 848: آيا اول ماه مبارك رمضان و آخر آن با رؤيت هلال ثابت مى‏شود يا با تقويم، هر چند ماه شعبان سى روز نباشد؟

ج: اول يا آخر ماه رمضان با رؤيت شخص مكلّف يا با شهادت دو فرد عادل يا با شهرتى كه مفيد علم است يا با گذشت سى روز و يا بوسيله حكم حاكم ثابت مى‏شود.

س 849: اگر تبعيت از اعلام رؤيت هلال توسط يك دولت جايز شد، و آن اعلام معيارى علمى براى ثبوت هلال سرزمين‏هاى ديگر را تشكيل دهد، آيا اسلامى بودن آن حكومت شرط است، يا اينكه عمل به آن حتى اگر حكومت ظالم و فاجر هم باشد، ممكن است؟

ج: ملاك‏در اين‏مورد، حصول‏اطمينان به‏رؤيت در منطقه‏اى‏است كه نسبت‏به مكلّف كافى محسوب‏مى‏شود.

س 850: خواهشمند است نظر مبارك خود را در خصوص اعتكاف در مساجد (جامع و غير جامع) بيان فرمائيد.

ج: در مسجد جامع صحيح است و در مسجد غير جامع رجاءا اشكال ندارد. و تعريف مسجد جامع در مباحث نماز گذشت.


خون لثه و دندان

س: اگر از دهان و لثه‌ها خون بيايد موقع ماه مبارك رمضان آيا بايد داخل دهان را هم تطهير كرد؟

ج) بلعيدن آن جايز نيست و اگر در حال روزه عمداً ببلعد حکم افطار بر محرّم را دارد و شستن داخل دهان لازم نيست.


باقى ماندن بر جنابت در ماه رمضان

س: در سال پيش در سحر ماه رمضان غسل جنابت بر من واجب شد و وقتى بيدار شدم با خود گفتم صبر مى‌کنم تا وقت تنگ شود آنگاه تيمم به نيابت از غسل مى‌کنم ولى خوابم برد و بيدار نشدم تکليف من چيست و اگر قضا و کفاره دارد به چه صورت است؟

ج) اگر بنا داشتيد به وظيفه خود در تنگى وقت عمل کنيد، قضاى آن روز بر شما واجب ولى کفّاره ثابت نيست، گرچه احتياط آن است که کفّاره نيز داده شود.


زمان روزه استيجارى و کيفيّت آن

س: اگر شخصى روزه استيجارى قبول نمود آيا تعجيل در اداى آن واجب است و اگر بنا بر عللى نتواست همه آن را ادا كند مى‌تواند مابقى را به شخص ديگرى بسپرد؟

ج) اگر موجر وقت تعيين کرده يا قرينه‌اى بر تعجيل باشد، نبايد از آن وقت تأخير بيندازد والا تأخير آن اشکال ندارد مگر اينکه موجب سهل‌انگارى باشد و نيز اگر بخواهد به کسى ديگر بدهد، بايد با اجازه موجر باشد.


ملاک ايمان

س: در مورد روزه مستحبى گفته شده که اگر برادر مؤمنتان به شما غذا تعارف کرد بهتر است قبول کرده اما ثواب را کامل مى‌بريد حال منظور از برادر مؤمن چيست؟ يعنى مادر و خواهر شامل اين دسته نيستند؟ ملاک ايمان چيست؟ يعنى هر فردى را مى‌توان مؤمن ناميد؟

ج) مؤمن يعنى کسى که شيعه اثنى عشرى است


احتلام بعد از فجر در ماه رمضان

س: اگر بعد از نماز فجر در ماه رمضان محتلم شوم چه بايد بكنم؟

ج) روزه صحيح است و براى نماز ظهر بايد غسل كنيد.


روزه مستحبى براى شخصى که روزه قضا دارد

س: آيا کسى که روزه واجب بر گردن اوست مى‌تواند روزه مستحبى بگيرد؟

ج) كسى كه روزه واجب بر گردن اوست نمى‌تواند روزه مستحبى بگيرد.


کيفيت اداى کفّاره روزه

س: آيا کفّاره روزه بايد فوراً ادا شود يا مى‌توان در طول زمان آن را بجا آورد؟

ج) دادن كفاره چه از نظر مالى يا روزه واجب فورى نيست بلكه براى انجام آن حتى در آينده فرصت داريد لكن نبايد مورد غفلت قرار گيرد.


کثيرالسفر و سفر شغلى

س: تفاوت شخص کثيرالسفر با کسي که به خاطر شغلش مدام در سفر است چيست؟

ج) اگر سفر شغل يا مقدمه شغل نباشد، هر چند كثرت هم داشته باشد، موجب شكسته شدن نماز مى‌شود. و به طور کلّى کثيرالسفر موضوع حکم شرعى نيست.


نماز و روزه فرزندان در وطن والدين

س: نماز و روزه فرزندان در وطن والدين چگونه است؟ و آيا به سن فرزندان و مستقل شدن آنها بستگى دارد؟

ج) ميزان، تبعيت و عدم استقلال است. مادامى كه فرزندان در اراده و زندگى تابع پدر باشند، وطنِ پدر، وطن آنها هم محسوب مى‌شود (و اگر با مادر زندگى مى‌كنند و تابع مادر هستند وطن مادر، وطن آنها هم محسوب مى‌شود) و در اين حكم فرقى بين اينكه فرزند صغير باشد يا كبير نيست. اين در صورتى است كه فرزندان در وطن پدر يا مادر زندگى كنند اما اگر به قصد مسافرتِ چند روزه به وطن والدين رفته‌اند، در اين صورت مادامى كه قصد ماندن حداقل ده روز را نداشته باشند حكم ساير مسافرين را دارند.

 

 

 


Copyright © 2003-2008 - AVINY.COM - All Rights Reserved