چشمه­اي جوشيد تا انسان از زلال كرمش سيراب گردد. كريمه­ اي آمد تا برگ ريزان گناه را شفاعت كند و بهار را به خانه­ي دل­ها بياورد.اي كاش بي­پناهي دست­هاي ما را نيز در خنكاي سايه­سار كرامتش مهمان كند! معصومه(عليها السلام)، ذكر اعظم امروز فرشتگان خواهد بود. امروز زمين به نام او تسبيح مي­گرداند. شوق و شعف، ميهمان خانه­ي پيشواي هفتم است. نسيم بهشتي خبري را درگوش عاشقان زمزمه مي­كند:‌ <دختر موسي­ بن جعفر(عليهما السلام) مي­آيد> امروز ذره ذره­ ي افلاك، نام تو را زمزمه مي­كنند. امروز در قنوتم توسّل به تو مي­جويم. آمدي تا بهانه­ي لبخند پدر باشي و همدم برادر، تا روزي، روزگاري؛ سرزمين عشق را با قدم­هايت نوراني كني؛ تو كه معصوميّت برازنده­ي وجودت است و گل­هاي عفاف، زيبنده­ي دامانت. و امروز، پس از سال­ها، از پس غبار قرون، اين حريم امن توست كه هر از گاهي، هواي از خود گريختنم را در سر مي­پروراند و مرا كبوترانه بر گرد آسمانت به پرواز در مي­آورد. دخيل نگاهم را به ضريح مهرت گره مي­زند. اين گلدسته­ هاي زرين توست كه در چشمان عاشقانت مي­شكفد و بوي خوشبختي را بر پيكر شهر مقدس قم مي­ افشاند.