--------------------


ارشاد شیخ مفید را باز کردم و سعی کردم نشانه هایی از ادب حر را آنجا پیدا کنم.


** لشکر حر وقتی به کربلا رسید و خسته و تشنه بود؛ امام ایشان را سیراب کردند. وقت نماز شد. امام نماز جماعت برگزار کردند. قبل از نماز امام به حر گفت: تو هم اگر می خواهی با یاران خودت نماز بخوان!

اما حر گفت: خیر بلکه با شما نماز می خوانم و به شما اقتدا می کنم! 

یعنی حر؛ بزرگی کسی را که در مقابلش قرار داشت می فهمید وگرنه آدمی در موقعیت او لزومی نداشت در مقابل امام ادب و تواضع کند!


**عصر که شد امام علیه السلام طبق قولی که کوفیان به او داده بودند عازم حرکت به آنجا شد! اما حر ممانعت کرد و سرسختی در این کار نشان داد!

امام از کار او ناراحت شد و به او گفت: مادرت به عزایت بنشیند چه قصدی داری؟!

حر در پاسخ گفت:

هرگاه کس دیگری این جمله را می گفت متقابلا پاسخ می دادم . لیکن بخدا سوگند من چاره ندارم جز اینکه از مادر تو به نیکی نام برم!


------------------ 


به خاطر دارید یک روز در همین وبلاگ در باره تغییر ناگهانی در آدمها حرف زدم و مثالی که ذکر کردم درباره ساحران دربار فرعون بود  که به یک باره از کفر محض به ایمان محض رسیدند و حتی در مقابل تهدیدات فرعون نیز سر خم نکردند!


یک نفر جایی تحلیل جالبی می کرد! او می گفت دلیلش ادب ساحران بوده است زیرا و قتی با موسی به معرکه آمدند ابتدا ادب کردند و به موسی گفتند اول شما شروع می کنید یا ما شروع کنیم!

قالوا یا موسی اما  ان تلقی و اما ان نکون اول من القی- طه 65

ساحران گفتند: ای موسی تو نخست به کار خواهی پرداخت یا ما اول شروع کنیم!


همین ادبشان باعث رستگاریشان شد!


-------------------


یکی از نکاتی که عرفا به آن تاکید می کنند ادب است! یعنی بنده و عبد باید همواره خود را درمحضر پروردگار بداند و ادب حضور داشته باشد و حداقل ادب به معنی اطاعت از اوامر الهی و اجتناب از معصیت است!


----------------------------------


از خدا جوییم توفیق ادب


بی ادب محروم ماند از فیض رب



از ادب بر نور گشتست این فلک


وز ادب معصوم و پاک آمد ملک